چرا اینجاییم؟!
چرا اینجاییم؟!
چرا اینجاییم!؟چه شد که به اینجا رسیدیم ؟!کجای راه را اشتباه رفتیم ؟!چه شد که به بیراه کشیده شدیم ؟! دوست عزیز! تویی که به قول خودت آی کی یو بالایی داری وتاحالا از مادر زاده نشده کسی که بخواهد سرت کلاه بگذارد باید به اطلاع جناب عالی برسانم: عزیزدل خواب دیدی خیر باشد از مادرکه زاییده شده هیچ، تازه قدم کشیده .وکلاهی به اندازه تمام هیکلت جنی فری ات روی سرت گذاشته طوری که دیگر هیچ جا را نبینی وهر کجا که اوصدایت زد بروی ندیده ونشناخته..
راستی ما را چه شد که به اینجا رسیدیم؟انگار گم شده ایم. نه.!در واقع خودمان را گم کرده ایم ،هویتمان را از دست داده ایم ،شده ایم عروسکی به دست عروسک گردان های فرنگی..
چی؟بلند تر بگو، نمی شنوم ؟شعار.. ای بابا، این هم شده صیغه جدید ،آنقدر دلمان نمی خواهد حرف های همدیگر را بشنویم که تا کسی چیزی به ما می گوید، می گوییم لطفا شعار نده .به روی چشم، شعار بی شعار، اما اگر من شعار می دهم تو فقط کافی است جلوی ایینه بایستی..اگر من شعار میدهم توهم شبیه پرچم شده ای،پرچمی که بالایش نوشته درود بر صهیونیسم ،دورود بر دشمن، درود بر هرچه خارجی است ومن نمیدانم که چیست وبعضی وقت ها حتی معنی برخی از نوشته های روی پیراهنم را هم نمی دانم .راستی چه شد که به اینجا رسیدیم تفاوت ما با بچه های دهه30 و40 چیست مگر انها هم جوان نبودند وپر از شور جوانی ولی رفتند وبه خاطر آرمان های خود به خاطر دین خود عاشقانه جنگیدند وشهید شدند.چی ؟ دوباره زدم تو فاز شعار..!شرمنده دوست عزیز ولی لطفا کانال را عوض نکنید به من هم حق بدهید واقعا این برای خود من هم سوال شده است چرا این قدر بین نسل ما و نسل بچه های جنگ فاصله افتاده است!؟ می ترسم! می ترسم از این که جایی راه را اشتباه رفته باشم .راستی فرق ما با آن ها چیست شاید به قول بعضی ها ،آنها مخشان معیوب شده بود که با آن همه عشق وشور جوانی خودشان را جلوی توپ و تفنگ می انداختند اما من میگوییم با تحقیقاتی که کردم فهمیدم که وضعیت از آن چه فکر می کنید هم شگرف تر بود انگار چیزخورشان کرده بودند وگرنه دانش اموز پشت نیمکت نشین را چه به پشت خاکریز های جنگ!؟
خوب که پرس وجو کردم فهمیدم از اکسیری به نام عشق نوشیده اند که از کوچک و بزرگ ،پیر وجوان،ترک وکرد ولر وعرب آن گونه عاشقانه می جنگیدند وانگار یادشان رفته بود که ای بابا زن وبچه ومادر وپدر هم دارند؟یادشان رفته بود که بابا بی خیال اطراف خودتو عشقه ،اما خوب می دانستند واقعیت این دنیا چیست واین دنیا شلوغ وپر از ترافیک آدم ها برای چیست !خوب می دانستد که عشق چیست وعشق واقعی کیست . وشاید آنها دیده بودند نادیده ها را ،دیده بودند چیزهایی را که ما امروز نمیتوانیم از پشت کلاه ببینیم وشاید به قول شاعر حالا وقتش شده باشد وقت آن شده باشد که چشم هایمان را بشوییم وجور دیگری ببینیم...
نظرات وپیشنهاد های خود را به ایمیل کانون به آدرس vesal.mag@gmail.com ارسال نماید